السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

515

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

شُكْراً [ 1 ] ، مىنويسد : گفته‌اند خانواده داود 80 مرد و 70 زن بودند كه پيوسته در محراب ملازم عبادت بودند ، وقتى كه داود وفات نمود ، سليمان عهده‌دار حكومت شد و او به زبان پرندگان علم داشت و جنّ و انس مسخّر او بودند و در زمان او در همهء نقاط زمين مردم تحت فرمان او بوده و به دين او در آمدند و باد نيز تحت فرمان او بود و هر وقت براى سخن گفتن مىرفت ، جنّ و انس و همه طيور در برابر او به صف مىايستادند و هر گاه قصد جنگ داشت به سپاه خود فرمان مىداد ، جايگاهى از چوب برايش مهيّا مىكردند و تمام چهارپايان و مردم و سلاحها را در آن قرار مىداد و سپس به باد فرمان مىداد تا آن را حركت دهد و به محل مورد نظر وى برساند و او در يك روز و شب مسافتى را كه به صورت عادىّ در دو ماه پيموده مىشود ، طى مىكرد . در همان كتاب از اصبغ نقل شده : سليمان بن داود از بيت المقدّس خارج شد در حالى كه سيصد هزار تخت روان در سمت راست او بود كه انسانها بر آن قرار داشتند و سيصد هزار تخت روان در سمت چپ او بود كه اجنّه بر آن جلوس كرده بودند و او به پرندگان فرمان داد بر آنها سايه افكندند و به باد دستور داد كه آنها را حمل كند و آنها را به مدائن برساند ، پس از اينكه مدّتى در آنجا بسر بردند بازگشتند و شب را در اصطخر گذراندند ، بعد از آن هنگام صبح به جزيره بركادان رفتند و آنگاه به باد فرمان داد كه آنها را پايين آورد تا پاهايشان با آب تماس بيابد ، آن وقت مردم با يك ديگر گفتند : آيا ملك و حكومتى عظيمتر از اين ديده‌ايد ؟ در همان لحظه منادى از آسمان ندا كرد ، ثواب يك تسبيح ( سبحان اللَّه ) از آنچه مىبينيد بزرگتر است . در همان كتاب از امام باقر ( ع ) نقل شده : قصر سليمان كه شياطين براى او بنا كرده بودند ، داراى هزار خانه بود كه در هر خانه يك همسر داشت كه هفتصد نفر از آنها كنيز قبطى بوده و سيصد نفر زن آزاد بودند و خداوند از نظر قدرت جسمى به او نيروى چهل مرد تنومند را عطا كرده بود . سليمان به شياطين فرمان مىداد و آنها سنگهاى سنگين را براى او حمل مىكردند ، روزى ابليس از آنها پرسيد : چگونه‌ايد ؟ گفتند : كارى بسيار طاقت فرسا داريم ، ابليس

--> [ 1 ] سوره سباء ، آيه 13 ( اى خاندان داود شكر بجا آوريد ) .